بارانباران، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 14 روز سن داره

باران

نانان

سلااااااااام دخمل من.خوبی فدات شم؟؟؟؟؟؟؟؟؟ زیاد فرصت تایپیدن ندارم.حسابی سرم شلوغه.درس.کار....همه چیز باه ریخته سرم.خیلی خسته میشم این دو روز که کلاس دارم.خیلی شرمنده مامان جان هستم.خیلی.خدا عمر با عزت بهش بده و سایه ش رو از سرمون کم نکنه.که همیشه محتاجشیم. فقط اومدم بگم که تازگی یاد گرفتی وقتی میگم نفس من کیه؟میگی نانان. جیگر من کیه؟نانان عزیز مامان کیه؟نانان دختر مامان کیه؟نانان ... خودت میگی ها.من اصلا بهت نگفتم.به خدااااااااااااااااا.خودت یاد گرفتی. دیشب هم بابا حسینی به من گفت شب بخیر.شما هم گفتی بب بده.یعنی شب بخیر.اتفاقی.یهو.همه متعجب از این حرفت و بعدم ماچ و بوس و گاز قربون صدقهههههههههه دیشب برنامه شعر یادت نره پسر...
27 آبان 1391

این روزا....

سلام به عزیزم.به عزیزی که همه رو تحت الشعاع خودش قرار داده.شده مرکز توجه.کاش من یک باران بودم.صبح تا شب همه در خدمتم بودن.تکون میخوردم ذوق و قربون صدقه میرفتن براممممم. مامان فدات بشه.هفده ماهگیت هم تموم شد بارانم.چند روزی سرما خورده بودی و البته بیشتر آبریزش بینی داشتی.ولی خدا رو شکر خوب شدی.من همچنان استرس واکسن 18ماهگیت رو دارم.انشاالله که کمتر اذیت بشی عزیزم. تازگی یاد گرفتی که وقتی میپرسیم اسمت چیه میگی نانان.مامان فدای نانان بشهههههههه. کلمه دو تا رو یاد گرفتی.(دو دا).دو دا بیدی.یعنی دو تا پیشی.از د بیشتر استفاده میکنی تو کلماتت.وقتی هم که میخوای بگی دوتا در عین واحد انگشت اشاره و وسطی دستت رو در حالی که روی هم میذاریشون نشو...
23 آبان 1391
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به باران می باشد